Maral
banner
mar6.bsky.social
Maral
@mar6.bsky.social
امروز عدو سبب خیر شد و رفتم خونۀ مینا و بعد از قریب یک سال هم رو دیدیم و دلی از عزا درآوردیم.

در این زمانۀ عسرت از دیدار یاران هم‌دل (و البته هم‌طبقه) غافل نشید دوستان.
January 31, 2026 at 1:18 PM
ده دوازده روز پیش در حالی که داشتم از یه جلسۀ زر و ور بی‌سروته دربارۀ «وقایع اخیر» برمی‌گشتم، کسی که مدتی پیش با هم قرار یه کار جالب رو گذاشته بودیم زنگ زد و گفت من هرچی شرایط بدتر می‌شه، بیش‌تر به کار پناه می‌برم. گفتم منم. و استارت رو پریروز زدیم./
January 30, 2026 at 8:28 AM
سلام قشنگا.
January 23, 2026 at 1:39 PM
با دوستم رفتیم عصراناهار رو تو کافۀ نزدیک خوردیم. بعد تو هوای سرد و آلوده راه رفتیم و از اقتصاد پکیده و افق تیره و تار حرف زدیم. خیابونا به طرز غریبی خلوت بودن.
January 7, 2026 at 3:05 PM
این‌طوری‌ام که می‌رم تلگرام خبر می‌خونم، تپش قلب می‌گیرم، سوییچ می‌کنم رو دایی جان ناپلئون و سرم رو گرم سابیدن خونه می‌کنم و باز چند دقیقه بعد می‌رم تلگرام و 🔄
January 6, 2026 at 10:34 AM
شام هم سوپ لبو درست کردم.
خوشمزه و زیباست.
January 5, 2026 at 6:08 PM
در نامنتظرترین حالت ممکن دوستی رو هم که 2 سال پیش دم مهاجرت بود، دیدم. گفت باید می‌رفتم ولی تا مدرک ارشد قبلیم آزاد شه اون ویزا باطل شد. بعد هار هار خندیدیم.

الان ترم اول ارشد تو‌ دانشکدۀ ما بود.
January 5, 2026 at 11:55 AM
دو سال پیش دفاع کرده‌م. بعد از اون همۀ این مدارک رو سه بار توی اون سایت کوفتی آپلود کرده‌م، سه چهار بار حضوری اومده‌م دانشگاه، سه تا کارشناس عوض شده و تودۀ مدارک و پرونده‌ها دست به دست شده‌ن. حالا هم به خاطر عدم مراجعه پرونده‌م بسته شده 🥲

(البته بازش می‌کنن ولی بازم 😑).
January 5, 2026 at 9:46 AM
عارضم که آفتابه هم در پلاستیک‌فروشی‌های سطح شهر قحط شده.
January 4, 2026 at 4:46 PM
خیلی احساس تجاوز می‌کنم وقتی روی یه اپی یه غلطی می‌کنم، پشت‌بندش اپ رقیب میاد پیشنهاد همون غلط رو می‌ده.😑
December 30, 2025 at 7:21 PM
شماهایی که ورزش می‌کنید، همیشه ورزش می‌کردید؟ یا مثلاً همیشه از جنب و جوش خوشتون میومد؟
December 29, 2025 at 9:14 PM
با تشکر از باد. رفتم در خلوتی ظهر یه قدمی زدم.
December 29, 2025 at 11:48 AM
دارم Allan v. Farrow رو می‌بینم و مغزم داره سوت می‌کشه. 😑🤦🏻‍♀️
December 28, 2025 at 9:51 PM
این حالت پشت کردن به واویلا و پیش بردن زندگی رو مکرر دارم توی اطرافیانم می‌بینم. هرکی یه گوشه‌ای رو گرفته و داره کارایی که می‌تونه رو می‌کنه؛ همین یک سال اخیر کلی حلقه و گروه مطالعاتی و تولید متن درست حسابی، کلی کسب و کار کوچیک و کلی طرح و ایدۀ جذاب دیده‌م. همه هم کسانی که خوب می‌دونن اوضاع چقدر بده.
December 28, 2025 at 2:23 PM
در راستای پشت کردن به واویلای جاری و زندگی را سفت چسبیدن، سه‌شنبه و چهارشنبه ناهار، دوستام رو دعوت کردم و خشنودم.
December 28, 2025 at 2:01 PM
دارم متن نظری فهم‌سوزی می‌خونم پر از «بنظر»، «عاملین»، «کاهیده» و متکی بر جمله‌های دراز پر از دو خط تیره و نقل‌قول‌های ناگهانی و به‌شدت صرفه‌جو در کاربرد فعل و همون‌طور که انتظار می‌ره انقدر درگیر ساخت کلمات و جمله‌ها شده‌م که هیچ نفهمیده‌م جریان چیه 😑
December 27, 2025 at 10:49 AM
دلم تعطیلی مطلق می‌خواد بدون کار لنگ‌درهوا و بدون جلسۀ آنلاین 😵‍💫
December 26, 2025 at 6:26 PM
فردا نهمین سالگرد بابامه و می‌تونم بگم دیگه سوگوار نیستم و بابت این‌که تو بچگیم بابای خیلی پایه‌ای بود ازش متشکرم.
December 24, 2025 at 6:51 PM
کاش با اعضایی که برای کار درست شده‌ن کار می‌کردم.
December 24, 2025 at 9:52 AM
خواب دیدم از «عالم بالا» اعلام کرده‌ن که هوای گرگان قراره چند ساعت قطع بشه 😵‍💫🤷🏻‍♀️
December 23, 2025 at 10:07 AM
فکر کنم لاو لنگویجم غذا دادنه. تا تنها می‌شم دوست دارم برای قدردادنی از خودم یه چیزی درست کنم بخورم.
December 22, 2025 at 6:21 PM
یه کم قبل درحالی که داشتم کلم بنفش و خیار خورد می‌کردم و پلو خورشتی که اختصاصی برای خودم پخته‌م رو گاز بود و ظرفا داشتن شسته می‌شدن و پادکست ملویی در حال پخش بود، یه دفعه احساس خوشبختی کردم.
:)
December 22, 2025 at 11:00 AM
فرقش این بود که امشب موقع سریال دیدن خوراکیای چله‌ای مرحمتی شرکت این مرد رو خوردیم.
:)
December 21, 2025 at 5:26 PM
چند وقتیه دارم ابله رو گوش می‌دم. داستایوسکی رو خیلی حوصله‌م نمی‌کشه بخونم، ولی گوش دادنش خوبه. بعد داشتم فکر می‌کردم من اگه داستایوسکی بودم زیاد با این کتابم حال نمی‌کردم ولی اگه سروش حبیبی بودم بابت این کتاب خیلی از خودم خوشم میومد. اگرم آرمان سلطان‌زاده بودم، ای... یه 18- 19 ای به خودم می‌دادم.
December 20, 2025 at 12:29 PM
به دلایلی احساس کردم باید هدیه‌ای خاص‌تر از چیز میزایی که در حضیض پوچ‌انگاری تبادل هدیه تهیه کرده‌م به دوستم بدم. ساعت 22:30 تصمیم به مربای سیب گرفتم، سه تا دونه بیش‌تر نداشتیم. یه کمی هم کدو حلوایی تو یخچال یافتم و دو تاشو زدم تنگ هم و الان تو قابلمه‌ن. آخرش می‌خوام یه کم زرشک هم بریزم مربام خال‌خالی شه. 📿
December 19, 2025 at 7:56 PM