solmazj.bsky.social
@solmazj.bsky.social
رفتم آرایشگاه ناخون درست کنم گفتم کم‌رنگ‌ترین رنگو می‌خوام، گفت رنگ بیس تو عمرش هیچ‌وقت انقدر طرفدار نداشت که این روزها داره.
گفتم برای عید باید از الان وقت بگیریم؟ گفت کدوم عید خواهر؟
February 9, 2026 at 7:39 PM
وااای
February 9, 2026 at 7:35 PM
والا منم که بچه‌ی ۶ ساله و خواهرزاده‌ی ۳ ساله دارم خیلی خیلی حرصم می‌گیره.
February 8, 2026 at 7:08 AM
یعنی چطوری جنگ نشدن ممکنه منجر به کشتار بیشتر بشه؟ اگر توافقی بکنن هم ؟
February 8, 2026 at 7:07 AM
قربان بشم 😘
February 8, 2026 at 7:06 AM
پنج‌شنبه صبح خیلی عصبانیم کرد و سرش داد زدم بعدتر وسط ترمیم رابطه بهش گفتم معذرت می‌خوام دلیل عصبانیت من اون نیست و خیلی دوسش دارم. بغلم کرد و بهم گفت مامان حتی اگر سرم داد بزنی تو همیشه مامان منی منم دخترتم و خیلی دوست دارم.
همینو هم اگر بهش داده باشم که بدونه همیشه دوسش دارم خیلی راضیم.
February 7, 2026 at 10:24 PM
یه کتاب برای دخترم می‌خونم به اسم در هر شرایطی دوست دارم. از اون کتاب یاد گرفتم که وقتی بچه بدقلقه یا حتی وقتی بهم می‌گه دوست ندارم بهش بگم که با وجود همه‌ی این‌ها اون دختر کوچولوی منه که در هر شرایطی دوستش دارم و با ارزش‌ترین آدم زندگیمه.
February 7, 2026 at 10:24 PM
🫂
February 7, 2026 at 10:20 PM
مرد و بچه باهام نبود و به اطرافیانم می‌گفتم نباید از خونه دور می‌شدیم باید همونجا می‌موندیم. هنوز هم که به خوابم فکر می‌کنم بغض ترس هجوم میاره.
این چه زندگی نکبتی بود نصیب ما شد ؟
February 7, 2026 at 10:13 PM
رفتیم داخل و صدای رگبار و انفجار هی بهمون نزدیک‌تر میشد. اینجا با لرزش شدید بدن از خواب پریدم.
کوچه‌ای که توش جنگ شروع شد کوچه‌ی خونه‌ی پدربزرگ مادریم بود و کوچه‌ای که توش گیر افتادیم کوچه‌ی پدربزرگ پدریم.
February 7, 2026 at 10:10 PM
از جنگ وحشت دارم از موندن این‌ها هم. دیشب تو خواب جنگ شروع شد مردم جلوی چشمم منفجر میشدن و پرت میشدن هوا بعد فرار کردیم و ته یه خیابون بسیجی‌ها مردم رو به گلوله بسته بودن جوی خون بود و راه فراری نداشتیم، داییم رو دیدم که لیزر سبز انداختن روش التماسش می‌کردم فرار کنه وسط کوچه در یه خونه رو زدم.
February 7, 2026 at 10:10 PM
یه جوری کابوس دیدم که وقتی بیدار شدم تا مدت طولانی بدنم می‌لرزید. می‌ترسم دوباره بخوابم.
February 7, 2026 at 1:21 AM
چی چرا ؟ دوغ خوردن این احساس خوبو بهش میده که بهار شده و زیر شکوفه‌هاست.
February 6, 2026 at 7:29 PM
دخترم گفت وقتی دوغ می‌خوری انگار بهارشده رفتی زیر اون شکوفه‌های خوشگلش.
February 6, 2026 at 5:01 PM
Yorgun Demokrat
open.spotify.com
February 5, 2026 at 8:04 PM
همون "چه جوانانی! هنوز بسیاریشان صورت عشق را بر سینه نفشرده‌اند" خودمون.
احمد کایا یه ترانه داره به اسم دموکرات خسته این مرد گفت اینو برام ترجمه کن جمله‌ی دومش شروع کردم هق‌هق گریه کردن یه جاش می‌گه:
Yar göğsüne baş komadan
Vurulup düşenler oldu

(در این راه) کسانی بودند که بدون این که سر بر سینه‌ی یار بگذارند، تیر خوردند و افتادند.
شرح حال این روزهای ما.
February 5, 2026 at 8:03 PM
احمد کایا یه ترانه داره به اسم دموکرات خسته این مرد گفت اینو برام ترجمه کن جمله‌ی دومش شروع کردم هق‌هق گریه کردن یه جاش می‌گه:
Yar göğsüne baş komadan
Vurulup düşenler oldu

(در این راه) کسانی بودند که بدون این که سر بر سینه‌ی یار بگذارند، تیر خوردند و افتادند.
شرح حال این روزهای ما.
February 5, 2026 at 7:59 PM
کی؟
February 3, 2026 at 8:51 PM
واقعا ناراحت کننده‌ست چند روز پیش هم استوری گذاشته بود با هرکی در این شرایط باهاش هم‌فکر نیستیم باید قطع دوستی و رابطه کنیم.
February 3, 2026 at 9:40 AM
تو توییتر هشتگ از دموکراسی بگو ترند شده و آدم‌هایی که یه وقتی فکر می‌کردم منطقین به کسایی که هشتگ می‌زنن گفتن بی‌شرف.
من واقعا نمی‌فهمم داره چی میشه. خشم انقدر آدما رو کور می‌کنه؟ کیش شخصیت انقدر ادم‌ها رو بی‌منطق می‌کنه؟ دیگه هیچی نمی‌فهمم.
اگر کسی هست که به نظرش این کار در این شرایط غلطه بیاد حرف بزنیم.
February 3, 2026 at 8:33 AM
این دوران یه چیز نجات بخش دیگه ارتباطم با دوستام و خانواده‌م در ایران بود. تقریبا هر روز با دخترها و پسرعموم حرف زدم. پای تلفن گریه کردیم و یا توصیه‌های معمولی برای گذران زندگی. الان که برمی‌گردم یک ماه گذشته رو مرور می‌کنم این تلفن‌ها نقطه‌های روشن روزهای سیاهن و خیلی پررنگن برام.
February 2, 2026 at 9:51 AM
امروز تو مدرسه‌ی دخترم جلسه بود و فهمیدم یکی از پسرهای دبیرستان پسرونه‌شون کشته شده. مدیرشون گفت یکی از بچه‌های نخبه و عضو تیم روبوتیک‌مون بود.
January 31, 2026 at 8:21 PM
نمی‌دونم اسمش میل به بقاست یا آلت‌پریشی یا رددادگی هر چی هست دونه دونه ویدیوهای اینستاگرام که وسایل خونه تبلیغ می‌کنن سیو می‌کنم برای اون روز خوبی که قراره بیاد تا بخرمشون.
January 30, 2026 at 1:24 PM
سحر دلیجانی رو می‌گید ؟
January 28, 2026 at 8:55 PM
آبان نود و هشت دخترم هفده روزه بود و بوی تنش دست‌های کوچیکش و شیرخوردنش نجاتم داد. این روزها هم وجود دخترم منجی من شده. عصر ساعت‌ها با عروسکاش و پارکی که براشون درست کردیم بازی کردیم و نفسم کمی بالا اومد.
January 26, 2026 at 7:31 PM