مثل اسمس «بیداری؟»
مثل اسمس «بیداری؟»
گفت من که هیچیم نشد، چون ترسوتر از اونی بودم که برم بیرون و الان شرمندهم که زنده موندم و اینهمه دسته گل پرپر شدن.
منم همینطور عزیزم، منم همینطور.
گفت من که هیچیم نشد، چون ترسوتر از اونی بودم که برم بیرون و الان شرمندهم که زنده موندم و اینهمه دسته گل پرپر شدن.
منم همینطور عزیزم، منم همینطور.
شاید چون مچاله و افسردهم عزیزم.
شاید چون دارم با صداهای تو مغزم میجنگم.
شاید چون مچاله و افسردهم عزیزم.
شاید چون دارم با صداهای تو مغزم میجنگم.
مثلا موقع شام، گفتم ببخشید غذا بدمزه شده و اشک از چشمام سرازیر شد.
مثلا موقع شام، گفتم ببخشید غذا بدمزه شده و اشک از چشمام سرازیر شد.
ولم کنید میخوام بخوابم.
ولم کنید میخوام بخوابم.
در نهایت
غمگینتر
و
تنهاترت
میکنه.
در نهایت
غمگینتر
و
تنهاترت
میکنه.
هرچقدم این سعی کرد کسکلک کنه، فایده نداشت.
انگار یه چیزی درونم شکسته.
هرچقدم این سعی کرد کسکلک کنه، فایده نداشت.
انگار یه چیزی درونم شکسته.
توی اکثر اون اوقات مثلا خوب هم دلم خون بوده و لبخند فیک داشتم.
توی اکثر اون اوقات مثلا خوب هم دلم خون بوده و لبخند فیک داشتم.
نهایتا بعد از چندین سال، تهنشین بشه.
نهایتا بعد از چندین سال، تهنشین بشه.
خوابهای طولانی آشفته.
خوابهای طولانی آشفته.
من: 🥹🧚🏻♀️
من: 🥹🧚🏻♀️
بر سر ما آمد.
بر سر ما آمد.
ولی انقدررررر دوره که فکر کردن بهش بیشتر ناراحتم میکنه.
ولی انقدررررر دوره که فکر کردن بهش بیشتر ناراحتم میکنه.
اولین تجربه مُردنمه.
اولین تجربه مُردنمه.
واقعا غم.
واقعا غم.
از چیزی ناراحت میشدم، خوشحال میشدم، ذوق داشتم.
الان؟ فقط گاهی خشم دارم و اکثر اوقات بیحس.
از چیزی ناراحت میشدم، خوشحال میشدم، ذوق داشتم.
الان؟ فقط گاهی خشم دارم و اکثر اوقات بیحس.
سعیِ بیفایده.
سعیِ بیفایده.