بلبل غمزده با شانهبهسر میگرید
زاغ چشمانش گرفتهست بهپر میگرید
ای عجب سرو در آغوش تبر میگرید
باغ از بغض و غم و گریه به تنگ آمدهاست
باز پاییز به صد حیله و رنگ آمدهاست
بلبل غمزده با شانهبهسر میگرید
زاغ چشمانش گرفتهست بهپر میگرید
ای عجب سرو در آغوش تبر میگرید
باغ از بغض و غم و گریه به تنگ آمدهاست
باز پاییز به صد حیله و رنگ آمدهاست