این گلستان ابراهیم است
می اندیشم که در آن آتش نمرودیان ابراهیم خود را در آغوش معشوقه اش یافت که نسوخت
من تن به تبر ابراهیم میسپارم
اینجا کعبه ی جان من است
این گلستان ابراهیم است
می اندیشم که در آن آتش نمرودیان ابراهیم خود را در آغوش معشوقه اش یافت که نسوخت
من تن به تبر ابراهیم میسپارم
اینجا کعبه ی جان من است
خورشیدی آتش به جان من افکنده
چونان جهنم مرا به آتش میکشد هر بار
کجاست خدا
به او بگویید اگرم این گناه مرا به آن جهنم دستانش میبرد
بیایید
مرا به تاوان، به آتش مهرش در افکنید
من سوختن را، بر آغوش حوریانی که نمیشناسم
خورشیدی آتش به جان من افکنده
چونان جهنم مرا به آتش میکشد هر بار
کجاست خدا
به او بگویید اگرم این گناه مرا به آن جهنم دستانش میبرد
بیایید
مرا به تاوان، به آتش مهرش در افکنید
من سوختن را، بر آغوش حوریانی که نمیشناسم