قاچ میکرد. مثل هر سال سفید بود. همه میخندیدم.
شب یلدا اون بود.
قاچ میکرد. مثل هر سال سفید بود. همه میخندیدم.
شب یلدا اون بود.
“It always does, wherever I go.”
“It always does, wherever I go.”
#Frodo
#Frodo
Raven's shadow
Raven's shadow
چهل و چند سالهام، بدون بستن چشم چپم با کمان هدف رو زدم. همون بچه هشت سالهام. همون ذوق، همون بالا پایین پریدن. البته در حدی که شکمم اجازه بده.
چهل و چند سالهام، بدون بستن چشم چپم با کمان هدف رو زدم. همون بچه هشت سالهام. همون ذوق، همون بالا پایین پریدن. البته در حدی که شکمم اجازه بده.
گفته بود رمان باید حرف جدیدی برای زدن داشته باشه و این تنها اخلاقیه که رمان باید رعایت کنه.
رمانهای خودش همینجوری بود.
لازم نیست نگران روزی باشه که پانروژ دیگر مردم را نخنداند.
گفته بود رمان باید حرف جدیدی برای زدن داشته باشه و این تنها اخلاقیه که رمان باید رعایت کنه.
رمانهای خودش همینجوری بود.
لازم نیست نگران روزی باشه که پانروژ دیگر مردم را نخنداند.
بعد صدای زنگوله میاد. مادرش، که سم فکر میکرد مرده، از راه رسیده و نجاتش میده.
نوشدارو، پیش از مرگ سهراب.
بعد صدای زنگوله میاد. مادرش، که سم فکر میکرد مرده، از راه رسیده و نجاتش میده.
نوشدارو، پیش از مرگ سهراب.