کسی که مثل هیچکس نیست
واسه دیدنش چشاتو می بندم
چشامو می بندم
چشامو می بندم فقط پاک باش
خالص، ناب
بزرگ مثل فکرات قبل خواب
قلمت می چرخه اگه سفید باشی و صاف
این آغاز ماجرا بود
آغاز ماجرامون
اونا رو پولاشون بهم نزدیک کرد
ما رو باورامون
من از بدو وجودم تنها چیزی که فهمیدم این صدا بود:
من احساسمو بی مرز
واسه دیدنش چشاتو می بندم
چشامو می بندم
چشامو می بندم فقط پاک باش
خالص، ناب
بزرگ مثل فکرات قبل خواب
قلمت می چرخه اگه سفید باشی و صاف
این آغاز ماجرا بود
آغاز ماجرامون
اونا رو پولاشون بهم نزدیک کرد
ما رو باورامون
من از بدو وجودم تنها چیزی که فهمیدم این صدا بود:
من احساسمو بی مرز
من تو این جنگ رشد کردم
جنگی که واسه من انگیزه شروع بود
زیر دستم یه مشت شعر نثرگونه بود
بالای سرم ترک های سقف خونه بود
من از نوع نگاهم حرف زدم با تو
بقیه ش مهارت بازی با حروف بود
من حرفامو زندگی کردم
زندگیمو نوشتم
انقدر عجیبه فقط بهش می خندم
من تو این جنگ رشد کردم
جنگی که واسه من انگیزه شروع بود
زیر دستم یه مشت شعر نثرگونه بود
بالای سرم ترک های سقف خونه بود
من از نوع نگاهم حرف زدم با تو
بقیه ش مهارت بازی با حروف بود
من حرفامو زندگی کردم
زندگیمو نوشتم
انقدر عجیبه فقط بهش می خندم
خستگی راه و تکیهگاه ایمان
گوش کن
صدای انقلاب شیواست
زنده باد آزادی
زنده باد ایران
خستگی راه و تکیهگاه ایمان
گوش کن
صدای انقلاب شیواست
زنده باد آزادی
زنده باد ایران
ما ادامه داریم
مثل بارون میباریم
بال و پر میگیریم
برق چشمهای راسخ
رعد سیلی
به هیچی تن نمیدیم
اومدیم فقط ایران رو پس بگیریم
تا آخرین شهر
آخرین کوچه
سالیان سال این خاک اسیر بوده
فراری میدیم دشمن رو از آخرین لونه
تا آخرین روستا
آخرین خونه
ما ادامه داریم
ما ادامه داریم
مثل بارون میباریم
بال و پر میگیریم
برق چشمهای راسخ
رعد سیلی
به هیچی تن نمیدیم
اومدیم فقط ایران رو پس بگیریم
تا آخرین شهر
آخرین کوچه
سالیان سال این خاک اسیر بوده
فراری میدیم دشمن رو از آخرین لونه
تا آخرین روستا
آخرین خونه
ما ادامه داریم
هنوز استوار
از کلمه پر میشن خشاب جملهها
وسط رگباریم
وسط شعلهها
به یاد کشتهها
زنده بودن جرم ما
ما ادامه داریم
تا آخرین نفس
آخرین قدم
تا اینکه بشکنه آخرین قفس
قسم به اولین و آخرین وطن
که ما ادامه داریم
تا انقلاب شراره
صلحجویی واسه برده افتخاری نداره
به مادرم بگین که چشم به راه نباشه
هنوز استوار
از کلمه پر میشن خشاب جملهها
وسط رگباریم
وسط شعلهها
به یاد کشتهها
زنده بودن جرم ما
ما ادامه داریم
تا آخرین نفس
آخرین قدم
تا اینکه بشکنه آخرین قفس
قسم به اولین و آخرین وطن
که ما ادامه داریم
تا انقلاب شراره
صلحجویی واسه برده افتخاری نداره
به مادرم بگین که چشم به راه نباشه
یه تهدید
تسمهی چرخ خشونت یه تسبیح
یه واقعهاس
یه تصمیم
ما ادامه داریم
چشمی که توی کوچه گم شده
بین ما ترک خون خشک شده
تا فتح قلههای پیروزی پشت ابرای شیمیایی
یه کوه گم شده
ما ادامه داریم
برای آخرین بار
برای اولین
برای بیشترین
برای کمترین
شیرهای شهریم جلو سگهای رهبری
ما ادامه داریم
یه تهدید
تسمهی چرخ خشونت یه تسبیح
یه واقعهاس
یه تصمیم
ما ادامه داریم
چشمی که توی کوچه گم شده
بین ما ترک خون خشک شده
تا فتح قلههای پیروزی پشت ابرای شیمیایی
یه کوه گم شده
ما ادامه داریم
برای آخرین بار
برای اولین
برای بیشترین
برای کمترین
شیرهای شهریم جلو سگهای رهبری
ما ادامه داریم
براندازیم
حرف آخر، حرف اول
حرف آخر، حرف اول
ادامه داریم
ما ادامه داریم
ما ادامه داریم
ادامه داریم
ما ادامه داریم
ما ادامه داریم
ما ادامه داریم
برای امروز
برای فردا
بدون ترس از بیان ترسها
توان ایستادگی، توان فریاد
با تمام وجودمون، تمام زخمها
ما ادامه داریم
براندازیم
حرف آخر، حرف اول
حرف آخر، حرف اول
ادامه داریم
ما ادامه داریم
ما ادامه داریم
ادامه داریم
ما ادامه داریم
ما ادامه داریم
ما ادامه داریم
برای امروز
برای فردا
بدون ترس از بیان ترسها
توان ایستادگی، توان فریاد
با تمام وجودمون، تمام زخمها
ما ادامه داریم
خوب و بد
نور و تاریکی
روز و شب
صدای توپ جنگ
«بوم»
ریخت خون و نفت
جوره بوم و رنگ
درد میکشیم
قلم پا شکسته
پر میکشیم
ادامه داریم
تیک تیک بمبهای ساعتی نبض جنگن
و تا وقتی قاتلهامون تو کتابهان، درسها همه جبرن
خوب و بد
نور و تاریکی
روز و شب
صدای توپ جنگ
«بوم»
ریخت خون و نفت
جوره بوم و رنگ
درد میکشیم
قلم پا شکسته
پر میکشیم
ادامه داریم
تیک تیک بمبهای ساعتی نبض جنگن
و تا وقتی قاتلهامون تو کتابهان، درسها همه جبرن
مبارزی که پنجره تو اتاق کشیده
تا نور امید اشکها رو بخار کنه و آیینهی دق رو بخار بگیره
و روش بنویسیم «مرگ بر ظلمات»
شغال بمیره
ما ادامه داریم
تا وقتی دیگه دشمن ادامه نمیده
و گرهی کور طناب دار سقوط نظام رو ببینه
و از پشتبوم بیت جنازه بریزه
ما ادامه داریم
مبارزی که پنجره تو اتاق کشیده
تا نور امید اشکها رو بخار کنه و آیینهی دق رو بخار بگیره
و روش بنویسیم «مرگ بر ظلمات»
شغال بمیره
ما ادامه داریم
تا وقتی دیگه دشمن ادامه نمیده
و گرهی کور طناب دار سقوط نظام رو ببینه
و از پشتبوم بیت جنازه بریزه
ما ادامه داریم
ما مجوز نمیگیریم
انقلابها با شرط و شروط نمیشن
و ما ادامه داریم
تا وقتی ترانههای انقلاب خونده میشن
با سرنخ جنایتها لبها دوخته میشن
و بوسهها طعم خون میدن
اشکهامون گوله میشن
چون سرهای قطع شده هیچوقت خوب نمیشن
ما ادامه داریم
ما مجوز نمیگیریم
انقلابها با شرط و شروط نمیشن
و ما ادامه داریم
تا وقتی ترانههای انقلاب خونده میشن
با سرنخ جنایتها لبها دوخته میشن
و بوسهها طعم خون میدن
اشکهامون گوله میشن
چون سرهای قطع شده هیچوقت خوب نمیشن
ما ادامه داریم
هیچوقت ما رو حذف نمیشه کرد
به رنگینکمون سنگ نمیشه زد
میرسه پایان شب، سپیده دم
به زور قلبها رو فتح نمیشه کرد
زخمهایی که میشونیم، به عمق فکرن
به عمق نکبت
نسیم آزادی گفت به دریای خون که «تعظیم کن جلوی ملت»
شد موج نفرت
خرچنگ پرچم رو میکشیم تو عمق ذلت
سازهای مخالف به سلیقهی دشمن کوک
هیچوقت ما رو حذف نمیشه کرد
به رنگینکمون سنگ نمیشه زد
میرسه پایان شب، سپیده دم
به زور قلبها رو فتح نمیشه کرد
زخمهایی که میشونیم، به عمق فکرن
به عمق نکبت
نسیم آزادی گفت به دریای خون که «تعظیم کن جلوی ملت»
شد موج نفرت
خرچنگ پرچم رو میکشیم تو عمق ذلت
سازهای مخالف به سلیقهی دشمن کوک
با مسیر تارش
میمونه با من
با مسیر تارش
میمونه با من
حرفام نقده ، نسيه ني
تو گوش خريدار بيار ، من مسير و قیر
تنها باش چون واست مفيده
مثه من ، يكي كه سايه اش سفيده
حرفام نقده ، نسيه ني
تو گوش خريدار بيار ، من مسير و قیر
تنها باش چون واست مفيده
مثه من ، يكي كه سايه اش سفيده
چراغا روشنن توي شهر
همه چي قشنگه اما از اين بالا
مثل بارونه، زير چتر
حس شاعرانه ندارم، اصلا
يك از خودم ، دو از اين آدما خستم
که قفل میشن رو شعرای فیریکیه فروغ و
تلخی حقیقت و شیرینی دروغ
همه گـُمن و يه جوري نقشن
يا بُکُنن، يا تو فاز پايين و پرچم
يه سري تو همين رنگا مي ميرن
چراغا روشنن توي شهر
همه چي قشنگه اما از اين بالا
مثل بارونه، زير چتر
حس شاعرانه ندارم، اصلا
يك از خودم ، دو از اين آدما خستم
که قفل میشن رو شعرای فیریکیه فروغ و
تلخی حقیقت و شیرینی دروغ
همه گـُمن و يه جوري نقشن
يا بُکُنن، يا تو فاز پايين و پرچم
يه سري تو همين رنگا مي ميرن
با مسیر تارش
میمونه با من
با پای پیاده
با مسیر تارش
میمونه با من
با پای پیاده
دیر اومد و زود رفت
غرورش رو خُرد كرد
امروز و فرداهاش از دیروزش پوچ تر
تكوندم شونه هامو ، اشک روی گونه هامو
واسادم رو جفت پاهام و
زیر پرچم خدام و
كندم کلاً از همه ، این آدمای مسخره
حتی شهرم پر تنش هر روزش یه جور مسئله
دیر اومد و زود رفت
غرورش رو خُرد كرد
امروز و فرداهاش از دیروزش پوچ تر
تكوندم شونه هامو ، اشک روی گونه هامو
واسادم رو جفت پاهام و
زیر پرچم خدام و
كندم کلاً از همه ، این آدمای مسخره
حتی شهرم پر تنش هر روزش یه جور مسئله
زوده ولی پاییز نیومده در رفت
میان پایین از بالا دونه های برف
الهی شكر همه چی روبراهه من
همون که روزی بود
اونقدی که روزی بود
راضی بود ، بسش بود
دنیا توی دستش بود
زیر پاش لغزش شد ، دنیاش بی ارزش شد
طرد شد ، سرد شد
توی مشکل غرق شد
شدش یه مَرد مُرده بین زنده ها
زوده ولی پاییز نیومده در رفت
میان پایین از بالا دونه های برف
الهی شكر همه چی روبراهه من
همون که روزی بود
اونقدی که روزی بود
راضی بود ، بسش بود
دنیا توی دستش بود
زیر پاش لغزش شد ، دنیاش بی ارزش شد
طرد شد ، سرد شد
توی مشکل غرق شد
شدش یه مَرد مُرده بین زنده ها
لب ها
امروز ما را خواهند گفت
لب ها
امروز ما را خواهند گفت
برای زن، زندگی، آزادی
برای زن، زندگی، آزادی
برای زن، زندگی، آزادی
نون بعد رفتنش میره هنوز
این بود قصهی دلم امروز
یه روزی جمع میشیم بِ وقتِ ن
گندهام و هنوز، پیر صبور
نون بعد رفتنش میره هنوز
این بود قصهی دلم امروز
یه روزی جمع میشیم بِ وقتِ ن
ن و ی د
فارسی
این صدای دیواره
نون بعد رفتنش میره هنوز
این بود قصهی دلم امروز
یه روزی جمع میشیم بِ وقتِ ن
گندهام و هنوز، پیر صبور
نون بعد رفتنش میره هنوز
این بود قصهی دلم امروز
یه روزی جمع میشیم بِ وقتِ ن
ن و ی د
فارسی
این صدای دیواره
خاکریز رودخونه لهم میکرد
منگنه شدم لا سبز و قرمز
منزجر شده از هر دو جبهه
به سفیدی صلحم، سربلندم
رفیقم ایندفعه مرز و رد کرد
خاکریز رودخونه لهم میکرد
منگنه شدم لا سبز و قرمز
منزجر شده از هر دو جبهه
به سفیدی صلحم، سربلندم
رفیقم ایندفعه مرز و رد کرد
قیرا میرن، همه خاکی میشن
دور از آدمای بیآرزو
نزدیک به ندای بیا بخون
مسافر منم که یه جا بودم
ولی این یه جا شد هر روز عوض
قطرههای من صدا بودن
قول دادم خشک نشم، از رو نرم
کارونم فارسی پل کابلی
یه رود کم آب همهجا جاری
قیرا میرن، همه خاکی میشن
دور از آدمای بیآرزو
نزدیک به ندای بیا بخون
مسافر منم که یه جا بودم
ولی این یه جا شد هر روز عوض
قطرههای من صدا بودن
قول دادم خشک نشم، از رو نرم
کارونم فارسی پل کابلی
یه رود کم آب همهجا جاری
تو راهبندون شهر گیرم هنوز
بذارین یه قصه بگم بهتون
حالا که جمع شدیم بِ وقتِ ن
تندم و هنو، تیزم و جوون
تو راهبندون شهر گیرم هنوز
بذارین یه قصه بگم بهتون
حالا که جمع شدیم بِ وقتِ ن
تو راهبندون شهر گیرم هنوز
بذارین یه قصه بگم بهتون
حالا که جمع شدیم بِ وقتِ ن
تندم و هنو، تیزم و جوون
تو راهبندون شهر گیرم هنوز
بذارین یه قصه بگم بهتون
حالا که جمع شدیم بِ وقتِ ن
با بنزین گرون و نفت ارزون
راه میرم با دستِ خالی
به وقتِ نون یعنی وقتِ بازی
بازی بده من، من بازیکنم
زمین بده، تو رو هوایی کنم
هیچی برام از این قشنگتر نیست
رفیقم انداخت تو کمربندی
با بنزین گرون و نفت ارزون
راه میرم با دستِ خالی
به وقتِ نون یعنی وقتِ بازی
بازی بده من، من بازیکنم
زمین بده، تو رو هوایی کنم
هیچی برام از این قشنگتر نیست
رفیقم انداخت تو کمربندی
جمع میشی آدما یه کسر میشن
رک بگم این بیرون دشمن نیست
هیچ عشقی حاصل کشتن نیست
بگذریم، توی فکر نریم
بگردیم دنبال یه چی قیمتی
یه فکر نو، یه شکل نو
شبیه من، شبیه تو
جمع میشی آدما یه کسر میشن
رک بگم این بیرون دشمن نیست
هیچ عشقی حاصل کشتن نیست
بگذریم، توی فکر نریم
بگردیم دنبال یه چی قیمتی
یه فکر نو، یه شکل نو
شبیه من، شبیه تو