دنبالهی کار خویش گیرم
دنبالهی کار خویش گیرم
من از جایی که الان وایسادم میترسم
من از جایی که الان وایسادم میترسم
که با وی گفتمی گر مشکلی بود
به گردابی چو میافتادم از غم
به تدبیرش امید ساحلی بود
دلی همدرد و یاری مصلحتبین
که استظهار هر اهل دلی بود
که با وی گفتمی گر مشکلی بود
به گردابی چو میافتادم از غم
به تدبیرش امید ساحلی بود
دلی همدرد و یاری مصلحتبین
که استظهار هر اهل دلی بود