از غروب و سحر نمیترسد
هر درخت تناور از زخمِ
ضربههای تبر نمیترسد
بذر از دفن پیکرش در خاک
با امید ثمر نمیترسد
شوکران سرکشیده از شمشیر
وقت تقدیم سر نمیترسد
پدر از جان خود زمانی که
دیده نعش پسر نمیترسد
وای اما... بر او که از آهِ
مادری خون جگر نمیترسد
#سام_البرز
از غروب و سحر نمیترسد
هر درخت تناور از زخمِ
ضربههای تبر نمیترسد
بذر از دفن پیکرش در خاک
با امید ثمر نمیترسد
شوکران سرکشیده از شمشیر
وقت تقدیم سر نمیترسد
پدر از جان خود زمانی که
دیده نعش پسر نمیترسد
وای اما... بر او که از آهِ
مادری خون جگر نمیترسد
#سام_البرز
برگ زرینی دگر بر افتخارات من است
#سام_البرز
برگ زرینی دگر بر افتخارات من است
#سام_البرز