Soroush
banner
soroushhp.bsky.social
Soroush
@soroushhp.bsky.social
توی ایستگاه اتوبوس، مردی بلوند و موقر با یک کت اسپرت تمیز به سمتم اومد. کف دستش یه مشت سکه چند سنتی داشت. گفت یه کم سکه داری می‌خوام بلیت بگیرم. گفتم آره بذار بگردم. حین گشتن گفت آخه از اشتوتگارت اومدم، برای همین. دو یورو بهش دادم، تشکر کرد، سرشو انداخت پایین و رفت.
August 25, 2025 at 12:42 AM
فیلم Still Walking از کورئیدا رو دیدم. مثل یک رویای شیرین، لطیف و گوارا بود. سهل ممتنع در حد سعدی. چنان پیراسته و آراسته که از آن نتوان چیزی زدود و به آن نتوان چیزی افزود.
March 24, 2025 at 9:42 PM
احساس می‌کنم دارم توی خودم گم می‌شم.
March 24, 2025 at 1:45 PM