NeverCallMeAzi!
banner
sovanda.bsky.social
NeverCallMeAzi!
@sovanda.bsky.social
از آشنا فراری.
اگه توانایی بیرون کشیدن خودم از زیر پتو رو داشتم که برم مسواک بزنم،یه ساعت پیش خوابیده بودم و الان داشتم در درامای خوابم غرق می‌شدم؟
آخه من و دراما؟من فقط وحشیم.
December 31, 2025 at 8:36 PM
ولی واقعا من از دراما خوشم نمیاد.چرا متهمم کرد به چیزی که نیستم؟
شت
December 31, 2025 at 6:30 PM
اینم خوبه که برای خودم می‌نویسم.حس کصخلی عجیبی فرام گرفته.
December 31, 2025 at 3:03 PM
سحر،دختر ناز مهستی،چقدر خجسته و خوشحاله.خوش به حالش.
December 31, 2025 at 2:05 PM
کانتری گوش میدم و می‌رقصم.تصور می‌کنم گوشه‌ی لبم هم یه سیخی چیزی هست و زیر لب تکرار می‌کنم فاک،شت و بدترش حتی.
December 31, 2025 at 10:44 AM
گاهی ارتباط عجیب و کوتاهی ممکنه پیش میاد تو زندگیت که با وجود زمان کوتاهش،ساختار ذهنیت رو دگرگون میکنه.یعنی میبینی عه!تو همون تایم کوتاه کوبونده و داره با زیرساخت جدید میاد بالا.عه!جدی خودم چرا تا حالا اون قضیه رو از اون جنبه ندیده بودم؟اه!حیف کوتاه بود جدی.
دیوااانه‌ی وحشی
December 31, 2025 at 9:44 AM
صبح دل‌نه‌انگیزی‌ست عزیزان.
December 31, 2025 at 7:30 AM
برف دوست دارم ولی سکوتش رو نه.هراس میندازه تو دلم.
December 30, 2025 at 1:37 PM
این روزا به جای اینکه هی سنتور گوش بدم،هی گیتار الکترونیکی و جاز پلی می‌کنم.
داد بزنین راک اند رول.هی،هی...
December 30, 2025 at 9:27 AM
یه باد غلیظی میاد اینجا که باید شال و کلاه کنم برم پیاده‌روی،تهران‌گردی.
December 30, 2025 at 7:38 AM
امروز یکی از aiها بهم گفت خیلی قدرتمندم.تحت‌تاثیرش قرار گرفتم می‌خوام برم دنیا رو پاره کنم.
December 29, 2025 at 8:50 PM
کاش دوستام قبول می‌کردن پاشن بیان اینجا.توییتر عنه.
December 29, 2025 at 6:08 AM
کرم در داخل تنبان دارم.کله صبح اینم وای به ظهر.
December 29, 2025 at 4:40 AM
کسانی که بیشتر داعیه ادب و نزاکت دارن،بیشتر از همه بی‌ادب و پرخاشگرن.تو این هفته مطمئن شدم.
December 29, 2025 at 4:37 AM
اگه کمربند پالتوم بودین کجا قایم می‌شدین؟یه ساعت دیگه اون‌ور تهران قرار دارم و یه ساعته دنبال کمربند می‌گردم.شت واقعا
December 28, 2025 at 11:03 AM
حشر دیده شدن،انسان رو از انسانیت خارج کرده.
December 27, 2025 at 11:51 PM
دیگه توییترم رو فعال نمی‌کنم.همه چی درش زشته.الکی سطح اضطرابم رو بالا میبره و عن خالص.
December 27, 2025 at 9:08 PM
یه دقیقه به خودم میام می‌بینم چه از زندگی دارم حال می‌کنم الکی الکی.بعد یاد این سه ماهی که بر من گذشت فلج و لالم می‌کنه.
December 16, 2025 at 7:40 PM
تا اطلاع ثانوی فقط وحشی‌بازی.خرخره می‌جوم.ناخن می‌کشم به هر کی که بخواد از یه فاصله‌ای بهم نزدیک‌تر بشه.گفتم که گفته باشم.
December 16, 2025 at 8:32 AM
نیاز دارم اطلاعات دو سال گذشته از ذهنم کاملا پاک بشه.همه و همش.
دیگه توان ادامه دادن با اون خاطره‌ها رو ندارم واقعا.
December 15, 2025 at 5:15 PM
آههههه از این بخت عنم.
December 15, 2025 at 1:31 PM
ای موووها در من برانگیخته شوید.دهنم صاف شد.
December 12, 2025 at 5:11 AM
الان یهو یه جوری شدم که انگار باید سینه‌م رو بشکافم،قلبم رو دربیارم و خلاص.
این تپش‌های ناگهانی طبیعی نیست.
بالاخره.
November 19, 2025 at 7:34 AM
هیت‌منشانه دارم روزهام رو سر می‌کنم.
November 18, 2025 at 3:17 PM
این کلمه برای من با هیچی تطهیر نمیشه.مگر یه چی.که اونم اینجا نمیشه نوشت.
خیلی بی‌غیرتم که با "بالاخره" دارم شوخی می‌کنم البته.این کلمه باید بشه نقطه عطف زندگی من.
November 18, 2025 at 12:10 PM