Zahra
tabrizi-zahra.bsky.social
Zahra
@tabrizi-zahra.bsky.social
Feminist Particle physicist, book lover
She/Her
باورم نمی‌شه بابت جراحی ساده بینی می‌خواستن بهم اوکسی‌کوتین بدن!!! خیلی جدی گفتم نهههه، آر یو فاکینگ کیدینگ می؟!!! این کشور بالا تا پایینش خرابه. بعد از این همه مصیبت که این دارو سر مردم آورده هنوز مثل نقل و نبات تجویز میشه!!!!!
February 6, 2026 at 11:35 PM
یعنی نمی‌دونم برای مصیبت کشورم مویه کنم، برای مصیبت‌های خانواده و دوستانم اونجا، برای دردهای فیزیکی سگم، برای دردهای فیزیکی و روانی خودم، برای مشکلات آدم‌های ینگه دنیا، برای کدوم دقیقا اشک بریزم و ناله کنم؟ نه که این‌ها یکسان باشن، ولی روانم از شدت مصیبت‌های هم‌زمان یخ زده و نمی‌دونه به کدوم واکنش بده.
February 3, 2026 at 10:59 PM
امروز با یک متخصص «درد» قرار داشتم که چرا این درمان‌های سگ جواب ندادن و این بچه همچنان درد داره. هر چی عکس و فیلم و گزارش یک سال گذشته انواع دام‌پزشک گرفته بودن براش فرستادم. فکر می‌کنید چی شد؟ یک تشخیص جدید هم گرفت. جز دیسک کمر، یکی دیگه از مفاصل اون اطراف مشکل داره که اون هم درد کمر ایجاد می‌کنه./
February 3, 2026 at 10:54 PM
امروز خیلی بچه خوبی بودم و زیاد کار کردم. بعد هم سگ رو حسابی گردوندم و به گلدونام رسیدم. نتیجه این شده که از خستگی چنان لهم که جون ندارم غذا آماده کنم. به این کاربر کار زیاد نمیاد. برای سلامتی فقط بطالت و تنبلی!
February 3, 2026 at 12:26 AM
تو این خونه خرید سوپرمارکت سخته چون جای نزدیک نیست و اغلب آنلاین سفارش می‌دادم. الان یک ساعته تو اپ منتظرم یکی قبول کنه برام خرید کنه چون ماشینم هنوز زیر برف دفنه. ترس اینکه کسی پیدا نشده موجب شد اطراف رو بگردم و تازه بفهمم یک هایپرمارکت هست که پیاده باهاش ۱۳ دقیقه راهه. چطور ندیده بودمش؟ 🤦‍♀️ گیج محض!
February 1, 2026 at 6:50 PM
نمی‌دونم اگر فرزندانم نبودن این روزها رو چطور دوام می‌آوردم. بارها در روز بهشون خیره میشم و قربون دست‌ و پاهای بلورینشون میرم :))

پ‌ن: قربون میشن یا میرن؟!🤔
January 31, 2026 at 2:20 AM
عمل دماغم یک ماه جلو افتاد. هفته دیگه بینی شکسته این کاربر صاف میشه و بعدش دیگه می‌تونه مثل انسان نفس بکشه و بخوابه. هورااا هوراااااا هورااااااااااااااا
January 30, 2026 at 1:35 AM
یکی دو ماه گذشته به شدت مشکل کار کردن داشتم. انقدر فکر و ذهنم مشغول بودن و حال جسمم بد بود که در هفته یک ساعت نمی‌تونستم کار کنم. caveday نجاتم داد. قبلا امتحان کرده بودم ولی چون گرونه (ماهی ۴۰ دلار) هی استفاده ازش رو عقب می‌نداختم. این وصل شدن و دور همی کار کردن خیلی کمک می‌کنه حس کنم تنها نیستم.
January 29, 2026 at 5:34 PM
نمی‌دونم چرا از خوندن این حالم خیلی بد شد. طرف نوشته «من همونم که دنبال اینترنشیپ بودم. الان فهمیدم برادرم تیر خورده و یک چشمش نابینا شده. اصلا حالم خوب نیست و برای تابستون حتما باید یه اینترنشیپ گیر بیارم. تمام تمرکز و روحیه م از بین رفته. اگر میتونید کمک کنید.» این ماهی گرفتن از آب گل‌آلود نیست؟
January 27, 2026 at 5:21 AM
خاک عالم به سرم. عدد هی داره بالاتر میره، رسیده به ۳۶۰۰۰ نفر! هی تعداد صفرها رو می‌خوندم که مطمئن شم درست می‌بینم. چطور تونستن این همه آدم بکشن؟ این بمب و زلزله نبود که در لحظه آدم بکشه. دونه دونه آدم‌های بی‌گناه رو به خاک و خون کشیدن. این همه سایکوپت از کجا پیدا کردن که بتونه اینطور بی‌گناه بکشه؟
January 26, 2026 at 3:01 AM
خیلی از خودم بیزارم که انقدر توی خودم پیچیدم، از ترس فروپاشی منزوی شدم، از اخبار دوری می‌کنم و در نتیجه به کسی هم نمی‌تونم کمکی بکنم. ولی هی فکر می‌کنم چه کمکی از من بر میاد؟‌ و از خودم بیشتر بدم میاد که هیچ کاری ازم برنمیاد، حتی برای نزدیکانم. به چه دردی می‌خورم اصلا؟ :(((
January 24, 2026 at 8:32 PM
به سلامتی و میمنت به خاطر طوفان آخر هفته پرواز فردام به سن‌فرنسیسکو کنسل شد. قراره ۱۲ اینچ برف بیاد. با پروازی که جاش دوشنبه بهم دادن به سمینارم نمی‌رسم. کسی هم آخر هفته اونجا نیست که بهم بگه سمینارم رو عقب می‌ندازن یا کنسل می‌کنن. خلاصه این کاربر استرس داره روی استرس روی استرس. حقیقتا بختم...
a brick with the number 3 on it sits on a table
ALT: a brick with the number 3 on it sits on a table
media.tenor.com
January 24, 2026 at 6:53 PM
من دارم سعی می‌کنم به اون‌هایی که از ایران وصل میشن توضیح بدم چطور از اپ conduit استفاده کنن برای اینترنت. ولی هر چی خودم می‌گردم توضیحات برای سمت ماهاست که چطور باهاش اینترنت به اشتراک بگذاریم. کسی مطلب داره بتونم بفرستم؟ یا برای اون طرف اپ دیگه لازم دارن؟
January 24, 2026 at 1:06 PM
تو تماس‌های امروز فهمیدم کازین برادرزاده تیر خورده و البته زنده می‌مونه. اون یکی برادرزاده هم نفر کناریش تو خیابون تیر می‌خوره و کشته میشه، چند سانتی‌متری این بچه. این بار واقعا از همیشه وحشی‌تر شدن. خوب می‌دونیم اونی که اینطور وحشی میشه داره حس خطر جدی می‌کنه. کاش همه‌شون در جا بمیرن….
January 23, 2026 at 8:27 PM
امروز با هر دو خواهرهام و بعد هم این مرد حرف زدم. درسته تماس دومی بعد از سلام قطع شد و مال سومی بعد از چند دقیقه، ولی بعدش انقدر حس خوشبختی کردم که تونستم بالاخره به باغ-چه برسم و مرتبش کنم.
January 23, 2026 at 8:22 PM
با هزار بدبختی وصل شده به اینترنت که این رو بفرسته و بگه ما حالمون خوبه. ای که من قربون پیکسل به پیکسل این عکس بشم…
January 23, 2026 at 2:29 PM
نمی‌خوام وسط این همه تاریکی و سیاهی جمعی هی حرف شخصی بزنم. ولی فکر کردم شاید این بقیه رو هم خوشحال کنه. راستش تشخیص گرفتن سگم و اثری که تزریق موضعی استروید تو همین دو روز روی دردش داشته خیلی امید به زندگیم رو بالا برده. انقدر که علی‌رغم باقی چیزهای تلخ نیشم بسته نمی‌شه. کاش زودتر بچه قشنگم خوب بشه...
January 22, 2026 at 12:06 AM
فعلا به‌روز‌رسانی مبنی بر اینه که طبق ام‌آرآی فرزندم disk herniation/degeneration داره. ولی دارن از مایع نخاع نمونه می‌گیرن تا معلوم بشه مشکل دقیقا چیه و چی داره موجب این میشه. راستش از اینکه مشکل دیدن خوشحال شدم، چون لابد یک قدم به تشخیص درست و درمان نزدیک‌تر میشیم.
فرزندم فردا وقت نورولوژیست داره. احتمالا همون فردا ام‌آر‌آی انجام بدن و اگر نیاز به جراحی داشته باشه درجا جراحی کنن. خیلی همه چیز بد و ترسناکه و تمام اتفاقات بد دارن هم‌زمان رخ میدن...
January 19, 2026 at 9:20 PM
خیلی جلوی خودم رو می‌گیرم به مردم نپرم. طرف نوشته این استاندارد دوگانه‌ست که «چپ بین‌الملل» به مسئله فلسطین توجه می‌کنه ولی به انقلاب ایران نه. خب آخه ابله از اون نسل‌کشی چند ده سال گذشته؟ یا مگه «توجه» بهش تونسته جلوش رو بگیره؟! انگار می‌ترسن اگر به فلسطین گیر ندن بقیه فکر کنن لالن!!!
January 19, 2026 at 12:03 AM
فرزندم فردا وقت نورولوژیست داره. احتمالا همون فردا ام‌آر‌آی انجام بدن و اگر نیاز به جراحی داشته باشه درجا جراحی کنن. خیلی همه چیز بد و ترسناکه و تمام اتفاقات بد دارن هم‌زمان رخ میدن...
January 18, 2026 at 8:23 PM
امروز حالم به حدی بد شده بود که می‌ترسیدم به خودم آسیب بزنم. یادم اومد نزدیک خونه یک گیاه‌فروشیه که مدت‌ها بود می‌خواستم‌ ببینمش. از ترس تنها موندن پناه بردم اونجا. با بغض و چشم‌های گریون وارد شدم، دنبال خرید هم نبودم. ولی پیدا کردن گیاه‌های محبوبم موجب گپ شد با فروشنده.
January 15, 2026 at 11:10 PM
البته این نمی‌تونه خطر اسراییل باشه. آسمان عراق بازه، که اونجا تنها راه رسیدن از اسراییل به ایرانه. یا خطر از جای دیگه‌ست، یا میشه خوش‌بین بود خطری نیست. سر جنگ تابستون من دم‌به‌دقیقه اینجا رو چک می‌کردم و آسمان عراق هم همیشه خالی بود.
یا ابالفضل...
شت شت شت شت شت شت شت شت ...
January 15, 2026 at 2:04 AM
یا ابالفضل...
شت شت شت شت شت شت شت شت ...
January 15, 2026 at 2:01 AM
وسط جلسه با منتورم بودم که خواهرم بهم زنگ زد. سریع میوت کردم و جواب دادم، ولی کوتاه تموم کردم که هم برای اون پول زیاد نیاد هم منتورم منتظر نمونه. وقتی برگشتم سر جلسه طاقت نیاوردم و زدم زیر گریه. حتی حس خجالت هم ندارم که انقدر جلوش اشک ریختم، ولی حسرت دارم با خواهر عزیزترینم طولانی‌تر حرف نزدم...
January 14, 2026 at 9:27 PM
با دکتر دماغ هم نزدیک بود دعوام بشه. گفت جراحی کنیم ولی بهت قول نمی‌دم مشکل نفس کشیدنت حل بشه. گفتم و‌د‌ف خب؟ یک ضربه موجب شده دماغ بشکنه، قبل از اون مشکل تنفس نبوده، از بعد از اون شب مشکل بوده. چطور میشه ادعا کنی که شکستگی رو می‌تونی درمان کنی، ولی نمی‌تونی قول بدی درمان اون تنفس رو درست کنه؟ /
January 13, 2026 at 6:55 PM