Mim
mim19.bsky.social
Mim
@mim19.bsky.social
جستجوگر و مبهوت معاصر (قرض‌ گرفته‌ شده)
من رشته‌م پژوهشگری اجتماعیه، هر سال هم دارم می‌رم ایران، بالا پایین شهر-حتی سفر داخلی، یه محلاتی هست که ۲۰ ساله هر سال می‌رم و کلی داده‌ی کیفی (qualitative data) دارم.
تنها چیزی که ازش مطمئنم اینه که به عنوان دیاسپورا سال‌هاست (حداقل از ۸۸ به بعد) out of contextم.
January 5, 2026 at 5:08 PM
اتفاقات جهان کم بود، فردا هم دوشنبه ست..بازگشت به کار و‌ کارمندی.
آاااه اسفندیار مغموم تو را آن به که چشم فرو پوشیده باشی.
January 4, 2026 at 4:43 PM
همینجور که کنفرانس خبری جلو تر می‌ره، کرک و پر بیشتری می‌ریزه!!
در همین راستا: سیا‌وش‌ اردلان در ترجمه هم‌زمان ترجمه کرد رییس‌جمهور کلمبیا هم باید مواظب «کون» خودش باشه😂
حقیقتا نظم نوین جهانی: مال من مال منه، مال همه مال منه.
January 3, 2026 at 5:22 PM
حقیقتا نظم نوین جهانی: مال من مال منه، مال همه مال منه.
January 3, 2026 at 5:06 PM
اروپا خواستار خویشتنداری شد.
ما هم خواستار خویشتنداری اروپاییم، کشتیش بابا!!!
January 3, 2026 at 3:01 PM
در پرواز برگشت به لندن-aka خونه زندگیم، قرمز رو دیدم (از سه گانه کیشلوفسکی) و بعد از دو هفته شراب نوشیدم. الآن میونه‌م با اروپا خوبه.
حالا من از سبک مصرف‌گرایی و فرهنگ مظنه‌زدن آمریکایی شمالی بدم میاد هی می‌گم الفقر فخری؛ ولی چس‌خوری اروپایی هم بعضی وقتا خیلی به چشم میاد.
هتل سه ستاره در اهواز، شامپو صابون مسواک دمپایی صبحانه انبار وسایل همه‌چی با عزت و احترام بهت می‌ده. هتل سه ستاره اروپا همینکه بد باگ نداشته باشه می‌گی به‌به.
January 2, 2026 at 12:53 PM
از لحظات سخت زندگی اینه که برای جدایی از خانواده آماده می‌شی، چه خودت چمدون ببندی چه اونها.
من خوشحالم که به روتین و سکوت و حتی ملال زندگی خودم برمی‌گردم، خانواده غمگین از جدایی.
گزینه برنده سر زدن هفتگی ست که مهاجر از آن بی‌بهره ست.
January 1, 2026 at 8:57 AM
حالا من از سبک مصرف‌گرایی و فرهنگ مظنه‌زدن آمریکایی شمالی بدم میاد هی می‌گم الفقر فخری؛ ولی چس‌خوری اروپایی هم بعضی وقتا خیلی به چشم میاد.
هتل سه ستاره در اهواز، شامپو صابون مسواک دمپایی صبحانه انبار وسایل همه‌چی با عزت و احترام بهت می‌ده. هتل سه ستاره اروپا همینکه بد باگ نداشته باشه می‌گی به‌به.
December 31, 2025 at 6:07 AM
Grand narrative مهاجرت عوض شده
زمانی که من رفتم پی زندگی دانشجویی در فرنگ، رفقام رفتن سر کار و خونه/ماشین خوب گرفتن. مهاجرت خیلی appealing نبود چون به جای بزرگ شدن زندگی باید کوچک می‌کردی.
الآن مهاجرت دستاورد شده، ولی دلشون می‌خواد با همون کیفیت زندگی ادامه بدن، تقریبا امر محال.
December 29, 2025 at 8:12 AM
برای کوچه غمگینم
برای خونه غمگینم
برای تو برای من
برای هر کی مثل ما داره میخونه غمگینم
December 27, 2025 at 5:48 PM
زیباجوی عزیز شدم رفتم فیشال و‌ ماساژ.
همه‌چیز رو فارسی سلیس گفتم ولی نمی‌دونم چرا بهم گفت به شما میاد از اونور اومده باشی!
دیگه دیدم درست حدس زده انکار نکردم.
گفت مرد های خارج بهترن؟ گفتم نه، گفت چرا؟ گفتم ویلی‌شون زود خسته می‌شه! بابت همین مزاح بیمِزه ۲۰٪ تخفیف هم گرفتم.
December 26, 2025 at 7:57 AM
بدون لکنت زبون می‌گم. ترانه آدم حسابیه، بیشتر از خیلی هم‌نسلانش حتی دوستان عزیز مشترک
December 24, 2025 at 6:38 PM
داشتم با هیجان یه چیزی رو برایش تعریف می‌کردم، فکر کردم چه خوب که دیگه «یار عزیز قامت بلندُم» نیست و چه بهتر که رفیق امن شد که اینجور با خیال راحت دارم برایش تعریف می‌کنم.
December 24, 2025 at 11:28 AM
دیشب بیشتر نیت‌ها این بود که «اینها امسال می‌رن؟» دیگه منم که اوریجینالی نیتم این بود «اون می‌مونه؟» نیتم رو عوض کردم. حافظ هم هی گفت دل قوی دار و همای اوج سعادت به دام ما افتد و …
ایشالا که میافتد
December 22, 2025 at 8:18 AM
فامیل بزرگ تا وقتی خوبه که شما بخواهید برید خونه اونها. اگر قرار باشه اونها بیان و مامان شما بخواد در حد وزیر تشریفات برگزار کنه مجلس رو، قهر قهر تا روز قیامت.
December 21, 2025 at 12:55 PM
یکی از کارهایی که دوست دارم رانندگی سوپر ماریویی در تهران (طبیعتا به عنوان توریست نه که نبرد هر روزه). موزیک و غرق عوالم و مرور رابطه پیچیده‌م با تهران.
حتی به قیمت اینکه بابام شش صبح لندن زنگ بزنه خفت جریمه‌های سرعت غیرمجاز رو‌ بهم بده.
December 20, 2025 at 9:39 AM
کاش یه چیزی به نام فرندز تراپی داشتیم بر وزن کاپل‌ز تراپی.
December 17, 2025 at 6:15 PM
در یه کامنتی درباره هواپیما دوست نداشتن و تعداد پروازهایی که داشتم نوشتم، بعد شمردم دیدم از ژانویه ۲۰۲۵ تا امروز ۲۲ بار سوار هواپیما شدم که تا آخر سال میلادی هم می‌شه ۲۸ بار! (۸ تا بین‌قاره‌ای).
بعد دلم خوشه آشغالا رو ریسایکل می‌کنم.
البته که دنیایی که بهشت فاشیست‌ها شده همون زودتر طوفان نوح بیاد.
December 16, 2025 at 8:53 PM
Monday again!
December 15, 2025 at 10:54 AM
بعد از یک مکالمه سخت نفس‌گیر، دو ساعت خیره به افق‌های دور نشستم. یه‌جاییش خوابم برد.
بیدار شدم، آرا بیرا-خط چشم سایه-گوشواره، انتخاب انگشتر با دقت، کت fur .
می‌رم چراغونی کریسمس ببینم بنوشم و برقصم-قاچ زین زندگی رو بچسبم.
December 13, 2025 at 5:56 PM
رفیقم خیلی بددهنه ولی مهربونه و بین فحشا هی 💖 و 🥰 می‌ذاره، حساس هم هست و از یه واقعه‌ای که پارسال اتفاق افتاده داره شکایت می‌کنه. منم از همون خط اول گفتم حق داری، درسته، دیگه تکرار نمی‌شه، گه خوردم.
ولی سه ساعته هنوز بین حواله اعضا اسافلش به من و 💋💖 مکالمه ادامه داره.
December 11, 2025 at 11:00 AM
به ذن عجیبی رسیدم. گلدونی که دوست داشتم در بالکن رو یاد باد یا کفتر نادون زده شکونده. سه روزه حتی نرفتم جنازه‌ش رو جمع کنم.
a man wearing a motörhead tank top sits in a lotus position with his eyes closed
ALT: a man wearing a motörhead tank top sits in a lotus position with his eyes closed
media.tenor.com
December 10, 2025 at 11:11 AM
بچه قشنگم عکس و استوری خوش‌گذرونی و پارتی و نور فلو و خنده‌های گشاد و ادا بازی با دوستاش می‌ذاره، دلم باز می‌شه.
خیلی عاقل بود نگران بودم سبک‌سری نکرده بزرگ شه.
بچه‌ای که اولین بار ۵ساله بود دیدمش، زن جوان ۱۹ ساله‌ای شده. داشت از اولین بوسه و سپس پیچی که افتاد تو رابطه می‌گفت؛ گفتم آماده باش که این چیزها پیش میاد و آسون هم نمی‌شه ولی به قشنگی‌های عاشقی میارزه.
ولی در درون من اژدهایی بود که می‌خواست طرف مقابل رو با چوب بزنه!
December 8, 2025 at 11:14 PM
Happy Monday 😣
December 8, 2025 at 12:14 PM
برای اولین بار در پرواز کلستروفوبیک شدم. چند ثانیه بعد از اینکه احساس کردم حالم داره بد می‌شه دیگه کنترلی بر بدنم نداشتم هی داد می‌زدم منو از اینجا (صندلی کنار پنجره) جابه‌جا کنید، کفشم و هودیمو درآوردم و تقریبا می‌خزیدم به سمت یه جای کمی خلوت.
خیلی عجیب و ترسناک بود، بدنم هیچ همکاری باهام نمی‌کرد.
December 6, 2025 at 4:50 PM